بر این باورم که منشا برخی - و نه همه- توهم های آدمی خطاهای منطقی ذهن است . یکی از این توهمات عمر بر باد ده مفهوم کلیشه ای "عشق در یک نگاه " می باشد. عسقی که بر پایه ی دیدن زوایای روح و پذیرش "آنِ" دیگری نیست.که درک حضور دیگری ممکن نیست مگر در با هم بودن در شادی و تلخ کامی های زندگی ، در دعوا و آشتی ، در پشیمان شدن از کردار خویش یا مطالبه سهم خود از زندگی مشترک ، در گداختن بین گذشت و خودخواهی ، سر در گمی در تشخیص و تمایز "غرور " از " عزت نفس".بگذریم که این خود داستانی است که گوینده ای چون شهر زاد خواهد و فرصتی به درازای هزار و یک شب . کوتاه آن که " عشق در یک نگاه " ریشه ای نه در دل که در یک توهم و خطای ذهنی دارد.
هنگامی که کودکی بیش نیستیم از فیلم های سینما و کارتن های تلویزیون گرفته تا قصه های مادر بزرگ ها پوشیده و آشکار به ما حالی می کنند که هر صفت اخلا قی تناظر یک به یک با نوع خاصی از چهره ی انسان ها دارد . جوان مردی را به قد بلند و سینه ی ستبر نسبت می دهند و سخاوت را به گشاده گی پیشانی . چشمان ریز به زعم اینان خبر ا ز حیله گر بودن ِ صاحب آن می دهد و گوش بزرگ را نشانِ هوش گیرند.
از جانب دیگر هر یک از ما از کودکی و به خصوص از نو جوانی ویژگی های اخلا قی خاصی را برای همسر آینده خود بر می گزینیم . یکی همسری با صفا و صداقت را آرزوست و آن دیگری همه ان چه از دل دار آینده طلب می کند مهر است و بس . دخترک در آرزوی عیاری چون رابین هود بزرگ می شود . پسر ، که تازه وارد دانشگاه شده و کتاب نیز می خواند ،کف ِ شخصیت فرهیخته و مستقل "آنت " در رمان "جان شیفته " است . و بی صبرانه او را در هم کلاسی های دختر خود که "متال " گوش می کنند . و " اشو " نجوا می کنند می جوید.
تا به این جا زمینه ی شکل گیری توهم بزرگ به خوبی آماده شده است . ذهن در فرایندی ناخود آگاه ،بسته به این که چه کاراکتر و شخصیتی را برای معبود خویش بر گزیده ایم قیافه ای متناسب با ان از کلیشه های پیش گفته را مونتاژ می کند . در مثل اگر همسر اینده را با هوش ،مهربان و صادق می خواهیم تصویر ذهنی ما از بانویی با گیسوان بلند ، چشمان سیاه و نافذ،و گردنی تراشیده و بلند شکل می گیرد.
از این پس شانس ،تعیین کننده ی سرنوشت می گردد. زیرا به محض این که به فردی برخورد کنیم که بیشترین تطابق نسبی را با تصویر ذهنی ما داشته باشد در یک نگاه عاشقش می شویم . اما این فقط خطای ذهن است و هیچ تضمینی وجود ندارد که دل داری که این گونه انتخاب کرده ایم "مهربان " یا "با گذشت " باشد . بپا تو ذوقی نخوری !!
نمودار یک خطای ذهنی
مهربان <------- چشم مشکی
شجاعت à-------- قد بلند
به نظر من عامل اصلی در پدیده ی " عشق در یک نگاه " را باید در توهم و خطای ذهنی گزاره ی دو شرطی شخصیت <----------< قیافه پیدا کرد . زیرا هیچ رابطه ی تعریف شده و قابل اتکایی بین خصوصیات اخلا قی با ویژگی های چهره وجود ندارد .
نظر شما چیست ؟ درست میگم ؟عوامل دیگری اگر هستند . کدامند؟