غريب آشنا

بهت زده اي ! برات بسيار آشنا تر از  است از مدت آشنايي. تعجب ندارد ، از يه راه آمده ايد.  گيرم گاه تو پيش بوده اي و  او از قفا مي آمده ، و گاهي ديگر كه  تو در كاروانسرايي خستگي سفر  از تن بدر مي كرده اي  او شبانه  و به تاخت ازت دور ميشده است  ،  تا اين كه امروز  بر سر چشمه اي به هم رسيده ايد!
                                                                                                      

در دوستي همان گونه كه با هم بودن ما را به هم نزديك مي سازد و به رشد ارتباطمان كمك مي كند. به همان ميزان ، لازم است هر از چند گاهي از هم فاصله بگيريم ، در پيله ي فرديت خويشتن فرو رويم وپس از بازيافت خود ، دو باره به سوي يك ديگر آغوش گشا ييم.

*****

هر بار كه صداي click مياد من بچه ميشم از پنجره پستچي پير را مي بينم با كلاهي آبي بر سر و پاكت نامه اي در دست ، جلويInbox من عدد 1 در بين دو كمانك ناز مي فروشد ، در را باز ميكنم و نامه را از پستچي مي گيرم ، ID تو را مي بينم، شادي خرامان از كنارم مي گذرد و اتاق در روشنايي آفتاب صبح غرق مي شود .