نماي بسته (close up )

1 ) دبير سابق يك انجمن ادبي كه  هم دستي در قلم دارد و هم درمقطع كارشناسي ارشد رشته ي حقوق درس مي خواند والبته سوداي وكالت نيز دارد در يك گفت و گوي دوستانه ، يكي از اعضاي انجمن را كه خانمي جوان مي باشد و از قضا درگذشته اي نه چندان دوراز طرفداران دبير سابق بوده است به جرم  اين كه به رفتارهاي آنارشيستي وغيرمنطقي آقاي دبير سابق روي خوش نشان نميدهد در حضور ساير اعضا به كتك زدن از نوع سيلي آبدارتهديد مي كند.

2) خانمي جوان ازآشنا يان ما كه ازخانواده اي ظاهرا متشخص هم مي باشد به منظور نبيه كودك 7 ساله خود از داغ كردن پا شنه ي پاي او با قاشقي كه روي شعله ي گاز آشپز خانه به خوبي سرخ شده بود استفاد كرده است .

3) با شنيدن اين ها به تخته پاره اي مانند مي شوم  كه سيلاب تنا قض هر لحظه به كناره اي سنگي مي كوبدم. 

پوشه ها

Outbox         تهي

 Inbox           خالي ،

Phonebook   درهم

Drafts           سرشار!

گسسته به خواب ميروم ، در رويا تو را مي بينم ، پيوسته بيدار مي شوم !

  انسان مدرن و حل مشكل تنهايي

دو يا سه سال فبل که وب گردی می کردم در يكي از وب لاگ ها به پدیده ای برخوردم که تامل انگیزبود.

خلاصه ی مطلب عیادت اينرنتي جمع زيادي از كا ربران  واهالي "نت "در قالب پست و لينك و كامنت  از نويسنده ي وب لاگي بود كه دچار بيماري سرطان گرديده بود. اين باعث گرديد ازخود بپرسم " آيا واقعا انسان در دنياي جديد تنها تر شده است ؟"

با رشد جوامع جدید و جایگزینی ساختارهای مدرن فرهنگی در جوامع سنتی ،نگرانی های خاصی در زمینه ی سست شدن روابط عاطفی انسان ها و ضوابط اخلا قی حاکم بر روابط انسانی به چشم می خورد. ترس از تنهایی بیشتر آدم ها در نتیجه ی رشد فردیت مضمون اصلی این دغدغه هاست .

شواهدی نظیر گسست ارتبا طات خویشاوندی ، بی خبری رو به رشد اعضای نزدیک فامیل از یک دیگر ،تنها ماندن اعضای خانواده در برابر مشکلات و رشد بنگاه هایی نظیر خانه های سالمندان به انداره ی کافی بر این نگرانی ها دامن می زند. وجود پدیده های یاد شده سوال های جدی را پیش روی ما قرار می دهد.

-  آیا پیشرفت مادی و دست یابی بشر به فن آوری های مدرن با پیشرفت آدمی در پاسخ گویی به نیازهای عاطفی و معنوی خویش در دو جهت مختلف قرار دارند؟

-  آیا رسیدن به رفاه بیشتر برای جوامع بشری به قیمت از دست رفتن عواطف و هم بستگی اجتماعی خواهد بود ؟

-  آیا سرنوشت ادمی تنها زیستن در زندان رفاه و تکنولو ژ ی است ؟

اما از ان جا که وجود دو جهت مخالف برای سعادت مادی و معنوی ادمی بعید به نظر می رسد و از ان جا که تجربه ی تاریخی انسان نشان می دهد که فقر مادی همواره پیام آور جهل، عقب ماندگی فرهنگی و سطحی بودن اخساسات و عواطف است . به عکس می توان امید وار بود که پیشرفت مادی و علمی ادمی نه تنها مانعی در برابر شکوفایی مهنویت و عواطف بشر نخواهد بود بلکه با کاسته شده نگرانی های جوامع از بر اورده شدن نیاز های مادی و اولیه از یک سو و دست یابی به اشکال وسیع ارتبا طات اجتماعی از سوی دیگر موجب ارتقا سطح کمی و کیفی روابط عاطفی و تبادل تجارب معنوی افراد می گردد.

رشد ابزار مدرن ارتباطاتي ازقبيل پست الكترونيكي و انواع شبكه هاي مجازي گرفته تا وسايل سهل تري نظير انواع پيام رسان ها - messenger – و s.m.s نه تنها كميت ابزار و تنوع  راه هاي خروج آدمي را از انزوا و پيله ي تنهايي افزايش داده اند بلكه اين  شها مت و توانايي را در انسان امروز پديد آورده است در كنار بستگي هاي جبري از قبيل انواع روابط نسبي ، هم خوني ، قوميت ، مليت و امثالهم پيو ند هاي آگاهانه و اختياري از نوع "دوستي" مبتني بر خواست ، علائق و احترام متقابل بنا نهد و اين به مثابه گسترش پهنه ي امكان انسان امروز در گسست از ارتباطات ناخواسته و روي آوردن به روابطي با عيار بالايي از اختيار و شفافيت مي باشد .

مسلما در جوامع درحال گذار كه از يك سو سازو كارهاي سنتي ، ايمنيٍ اجتماعي كمتري را نسبت به قبل براي فرد تامين مي كنند و از سوي ديگر روابط و نهادهاي مدرن نيز هنوز به درجه اي از توسعه يافتگي نرسيده اند كه بتوانند جايگزين كاملي براي ايمني از دست رفته باشند بنا بر اين در برشي از زمان كه جامعه از سنت تا تجدد را طي مي كند احساس تنهايي و انزوا ممكن است تشديد شود ليكن با توسعه و نهادينه شدن روابط مدرن آدمي طعم شيرين حفظ ارزش هاي فرديت را توام با احساس فرح بخش " با هم بودگي " اجتماعي را در تاريخ خويش تجربه مي كند.

 وجود حقایق گفته شده ما را وا می دارد تا به دور از سطحی نگری نگاه ژرف تری به آنچه در حوزه ی روابط عاطفی جوامع مدرن اتفاق می افتد داشته باشیم.

 

داستانك - 1

 بهت گفته بودم داستان هاي با پايان باز را دوست دارم . اما يادم رفت بگويم ، نه اين قدر باز كه روايت برایمان غريب شود!

پاييزان

براي باور پاييز يه زخم تازه كم دارم ! 

 شايد از "گل رويي "