live
می خواهم تو را دوست داشته باشم
نه چون خسرو که شیرین را
نه آن سان که حافظ ترک شیراز را
عاشقیت مولانا ارزانی شمس باد
دل دادگی"رومئو " را برای " شکسبیر" به کناری می گذارم
مشابهت یا تفاوت "عشق " و " دوست داشتن " را
به نام دکتر "شریعتی" در کتاب خانه ام حفظ خواهم کرد.
و آن گاه با گوش هایی فرو رفته در سکوت
حرفت را خواهم شنید
با چشمانی خالی ، نگاهت می کنم
ز یر باران دستم را خواهی گرفت
و من لبریز می گردم از عطر اقا قيا
*******
روحیه عزت نفس و تنفر از خوار شدن ،واکسنیه که اگر برای بچه ات زدی ، خیالت از خیلی چیزها راحت باشه. پس یادم باشد:
بر آستان جانان گر سر توان نهادن // گلبانگ سر بلندی بر آسمان توان زد
دو خط موازی
کنار هم دراز کشیده ایم
دو خط موازی
رفت – برگشت
من و پسرک
هر دو می نویسم
او با مداد بر سطر های آبی دفتر ۴۰ برگ
من با شلیک الکترون بر صفحه نمایش
پسرک تربیت وتمدن را تمرین می کند
من شکستن و بدویت را حسرت می کشم.
او آسان و آرام خود را ترک می کند
من با دست پاچگی شاید برهنه می شوم.
سرعتی نسبی ما را از هم دور میکند.