آشنايي زدايي و" آن " داستاني
- تفاوت بين گزارش يك واقعه و پرداختي داستاني از آن واقعه چيست؟
سوالي كه همواره موضوع بحث علاقه مندان ادبيات داستاني بوده است و پاسخ هايي نيز به دنبال داشته است . و يا اين كه هزارن سال است در جاي جاي كره ي خاكي ، آدمي قصه مي گويد ليك مي دانيم تعداد موضوعاتي كه تم اصلي داستان ها را تشكيل مي داده اند زياد نبوده است . دغدغه هايي نظير عشق ، نفرت ، جدايي ، برادر كشي ، ميهن و امثالهم ، كه در جايي خواندم تعدادشان شايد صد تايي بيشترنباشد. پس چگونه است ميليون ها داستان با موضوع "عشق" خلق شد اند و بسياري از آنها با علاقه و اشتياق خوانده يا شنيده شده اند؟
پاسخي كلي آن است كه وجود " آن داستاني " عاملي است كه پردازش داستاني يك اتفاق را ازبيان ساده ي آن رويداد جدا مي كند . و يا در موضوعاتي با درون مايه ي واحد ، " آن داستاني " متفاوت است كه هر يك از آن ها را تشخصي ويژه مي بخشد .
برخي را نظربر اين است كه جوهره ي اصلي " آن داستاني " به " آشنايي زدايي " آن بر مي گردد. ذهن را به تقلا وداشتن براي نيانديشيدن به عادت مالوف يا به قول سهراب تلاش براي ِ "جور ِ ديگر ديدن" همان مفهوم آشنايي زدايي است . و تتيجه ي آن روايتي متفاوت و پرداختي داستاني از رويدادي روزمره است.
اين گونه است كه شنونده ي يا خواننده ي داستان با نگرشي تازه به دنياي اطراف خود به دركي عميق تر از روابط آدم ها و مناسبات اجتما عي دست ميابد . پنجره ي جديدي كه راوي داستان بر روي مخاطب خويش باز مي كند موجب ميشود احساسات مخاطب كه هنوزخام است ودرحد بازتابي ساده از وقايع زندگي عادي باقي مانده است با عبور از لايه هاي پيچيد تر ذهن غني شده و به عواطفي پرورده شده با تاثيري دير پا تبديل شود.
به تعميق رفتن درك مخاطب نسبت به موضوع درون مايه ي داستان يا يازشدن پنجره اي نو برسوژه ، تاثيراتي مي باشند كه انتظار مي رود پس از خوانش داستان ، دست كم يكي ازآن دو در ذهن خواننده ايجاد شود . و اين محك خوبي است براي نويسنده ي نو قلم كه آيا توانسته است به پردازشي داستاني از حادثه اي معمول دست يابد؟
بروز احساساتي چون شگفت زده گي،متاثر شدن و احساس حظ كه پس از شنيدن داستاني خوب در ما ظاهر مي شوند ميتواند نشانه اي مثبت از موفقيت اثر درآشنايي زدايي از ذهن در روبرو شدن با سوژه اي قديم باشد. كه با ادامه ي گفت وگوي اثربا مخاطب 1 به پرورده شدن بيشترعواطف خواننده منجر مي شود.
پ ن 1 )
: اشاره بنظريه ي ادبي " ميخائيل باختين " معروف به " تخیّل گفتگوی "