عشق برای آنکه متحقق شود باید قوانین دنیای ما را زیر پا بگذارد. عشق رسوا و خلاف قاعده است. جرمی است که دو ستاره با خارج شدن از مدار مقررشان و به هم پیوستن در میان فضا مرتکب می شوند. مفهوم رمانتیک عشق که متضمن گسستن و گریختن و فاجعه است یگانه مفهومی از عشق است که امروز ما می شناسیم. چون همه چیز در جامعه ما مانع از آنست که عشق انتخابی آزاد شود.
                                                                                                                   اوکتاویوپاز 

زندگي 1

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

طرح 1

آمدنت ميتونه شبيه هجرت باشه

ميتونه مبدا تاريخ باشه

ميتونه زندگي را به دو بخش تقسيم كنه ،

تكه ها يي قبل تو

پاره ها يي بعدِ تو 

عاشقانه ها 1

آن شب

 تو بودي و ابي و دلي كه  از جنس دل ما بود

تو بودي و فريدون و مردان مست كوچه ،

با جيب هايي پر از كلوچه

تو بودي و سياوش و بغضي كه رفيق گلوم شده بود

تو بودي و داريوش و ترس از سقوط در خود

تو بودي و شاهرخ و شهري كه لبريز بوي باران بود

...................

بانو!

آن شب تو بودي و تو بودي و تو بودي

دوستي به مثابه يك سيستم

دوستي را مي توان سيستمي در نظر گرفت كه ورودي هاي آن از فرهنگ، تجربه و عواطف دو دوست تشكيل ميشود و با رفتارها و قوانين نا نوشته ( اما توافق شده ي آن دو) پردازش مي شود و خروجي آن مي تواند آرامشي پويا همرا ه با رشد استعدادها وخلا قيت باشد. آن چنان كه سال ها از آن آموخت و روز ها و شب هايي طولاني در كنار هم  و يا هر يك در خلوت تنهايي  خود به مرور شيرين ياد هايش بنشينند   و يا آن كه با سر خورد گي و احيا نا نفرت به تلاشي سيستم ( دوستي ) بيا نجامد .

                                                     *****

غمت در نهان خانه ي دل نشيند به نازي كه ليلي به محمل نشيند .