بخشش خطای دیگری!
|
اصلا شايد بخشايش به معنائي كه من تا امشب مي انديشيدم هم نباشد !!!! | |||
|
|
| ||
این تصویر قسمتی از "کامنت " دوست عزیزی است به نام " مونا لیزا " که در مورد نوشته ی مورخ پنج شنبه 21 اردی بهشت آورده است .
راستش من هم فکر می کنم واژه ی " بخشش" در مورد"خطا" و" تقصیر" دیگری نه "رسا" است و نه واقعی.
اگر بپذیریم رفتار آدمی تابع موقعیتی ا است که در آن قرار دارد ، در آن صورت اگر من به جای دشمنم بودم .- البته طبعا منظور این نیست که من با آگاهی ها ،تجارب و بینش خودم به جای دشمنم بودم _ بلکه مراد آن است که اگر یاخته ی اولیه ام از همان اسپرم و تخمکی تشکیل می شد که دشمنم را حیات بخشیدند. در زمان و مکانی به دنیا می امدم که او متولد شده بود و نا گفته پیداست که آن" گاه" و "جای گاه" را او خود انتخاب نکرده بود. و اگر آموزگاران، اقوام و هم کلاسی های او را داشتم . ظریف ترین لبخندهایی را که به او تحویل داده بودند من تجربه می کردم و سوزش همان زخم هایی را بر قلب خویش احساس می کردم که زبان بد خواهان بر روح او وارد آورده بودند . آیاآن موقع من همان نمی کردم که او ( دشمنم ) انجام داد ؟ آیا در آن موقعیت باز مثل الان ازاو به خاطر " خطایی " که کرده بود _ کرده بودم _ تنفر داشتم ؟
در این صورت جای گاه و معنای " تقصیر " و " بخشش " کدام است؟
من ترجیح می دهم به جای این که " تقصیری " را با منت بر کسی ببخشاییم یاد بگیریم و مهارت کسب کنیم با سهولت از " خطا " و " تقصیر " خویش و دیگران عبور – گذشت – کنیم.
تنها با عمق بخشیدن به شناخت خود از " اشتباهات " است که احتمال وقوع آنان کاهش می یابد.
اندیشمندی – شاید اشو – گفته است :
از گناه متنفر باشیم و نه از گناه کار